الان تقریبا ۶ماهی میشه خیلی بدمیارم من قبلا زندگیم جوری بوده ک همه حسرت شو میخوردن ...الان ی مدته همش پشت هم بدبیاری یکماه بنابدلایلی شوهرم کارش خوابید بعد اون کارش راه افتاد بعد یک ماه تصادف کرد طرف هم مقصر بود ۳ماه دوباره بیکار شد تا آخرش مجبور شدیم ماشینمون بفروشیم احساس میکنم کارمون بسته شده ب هر دری میزنم همش بن بست خیلی سختی کشیدم جوری ک انگار شوهرم افسردگی گرفته از فشار و استرس شوهرم رفت زیر پول نزول کسی اینجوری نبوده ذکری دعایی چیزی انقد دیگ التماس خدارو کردم و گریه کردم انگار منو نمیبینه