سلام دوستای گل.من بار دارم.تو خونه ای زندگی میکنم که هر چی از اذیت و آزار طبقه بالایی بگم کم گفتم.تا زمانی که خودشون خوابن باید همه جا سکوت باشه اگر کوچکترین صدایی بیاد عصبانی میشن و میکوبن به سقف.ولی خودشون از ساعت ۸ صبح هر چند وقت از قصد میکوبن تو سقف.من با اینکه سخته و کمر درد دارم میام تو هال میخوابم و هود آشپزخونه رو روشن میکنم که صدا نشنوم ولی نمیشه گاهی همچین وسیله پرت میکنن که میپرم از خواب خودشون راحت تو اتاق خواب رو تختشون بدون صدا میخواین بازم ول کن نیستن.بعدش انقدر اعصابم به هم می ریزه کل روز همش عصبی هستم.جالبه زن و شوهر هم مثل هم هستن ولی من شوهرم چون صبح زود میره بیرون نیست که اذیت بشه اصلا براش مهم هم نیست انگار.همش میگه بزن به بیخیالی ولی نمیشه بخدا....خسته شدم....قبلا بهشون گفته بودم ولی اصلا نمیخوان متوجه باشن.منم دیگه ولشون کردم.هزار بار سپردم بخدا.....گفتم خدایا دیگه مگه ظلم کردن چطوریه....ولی انگار نه انگار....توروخدا بگین چطوری میشه بیخیال شد آخه.....چیکار کنم من
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
بزن رو دنده سلیطگی و دیوونگی انقد بکوب به سقفشون انقد اعتراض کن تا ادم بشن فقط مراقب بچت باش درگیر ...
عذاب وجدان شدید میگیرم.حتی دو سه بار بد جور اعصابم خورد شد نزدیک دو ساعت گریه کردم فقط یه بار زدم به سقف بعدش انقدر عذاب وجدان گرفتم.....بخاطر نی نی ......دلم میسوزه.....انگار خجالت می کشم ازش