من خودم از هزار راه رفتم تا تونستم شوهرم رو عوض کنم...
۳ سال دوری از خونوادم رو تحمل کردم
تو غربت با یه بچه کوچیک و خانواده شوهری که مادرش بیماری اعصاب داشت و خواهرشم مشکلات خودش پدرشوهرمم کارش بیرونشهر بود باهم توی خونه زندگی کردیم
پس خودمم سختی زیادی تحمل کردم
تازه یه ساله از پسش براومدم و فهمیدم چجوریه
۸ سالم هست که ازدواج کردم