من ۷ ساله ازدواج کردم شهر دور از خانواده زندگی میکنم یه دختر دارم هرجای دنیا میرم هر شهری میچرخم به طور موقته هیچ جا برام خونه پدرم نمیشه دوست دارم همیشه خونه بابام باشم یه حس و حال دیگه داره همش احساس پشیمونی میکنم که چرا ازدواج کردم مسوولیت یه بچه هم رو دوشمه کاش نزدیک خونه بابام بودم با اینکه مجردی خوبی نداشتم اما وابسته خونه پدرمم شما هم اینجورین؟
خونه خودم اندازه خونه مادر پدرم دوست ندارم طبیعیه آیا یا من مشکل دارم؟