نزدیک اذان صبح خواب دیدم یه نوزاد و یه بچه 3 یا 4 ساله رو بغل گرفتم و زلزله شدیدی میاد و دارم تند تند زیر لب ذکر میگم.توی خواب خیلی ترسیده بودم.بعد از اینکه زلزله تموم میشه خدا رو شکر میکنم و میرم توی اتاق دیگه ای که خواهرم با پسرش خوابیده بودن تا ببینم اونا چیزیشون نشده باشه که سالم بودن.فقط از خونه یه مقداری دیوارها و سقف خراب شده بودن.
بعد انگار که خونه روی یه کوهی باشه بود و من میتونستم از بالا اطراف خونه رو ببینم و میدیدم که عده ای با قیافه های عجیب و تقریبا ترسناکی با بیل های خیلی بزرگی آدم هایی که بر اثر زلزله مردن رو توی دره پایین کوه میندازن و باخودم میگم خداروشکر که زنده موندم.
کسی میدونه معنی خوابم چیه؟
خیلی فکرم رو مشغول کرده