زندگی اوام بعد شش ماه شد طلاق ..همسر سابقم اونقدر اذیتم کرد ک نگو...هی من و بی دلیل میکشید دادگاه...یه روزیخاطر جعل امضا یه روز توهین...همش هم الکی
بعد طلاق آنقدر تیکه کنایه شنیدم که نگو مخصوصا یکی از همکارم انقدررمن و اذیت کرد..بعد یسال وه با همسررفعلیم آشنا شدم فکر میکردم دیگه روزای سختم تموم شده اما دو روز بعد ازدواج یه نامرد همه اموال برادرم و بالا کشید و داغون شد و منم یه ماه بعد ازدواج مریضیم شروع شد و بعدشم خواهرم مرد ...این هم که همون همکارم بعد طلاق اذیتم میکرد بهم میگفت کی تورو میگیره...فلانی..بهمانی....گزارش کتبی داده گزینش محل کارم تا من و از نون خوردن بندازه...خدا ازش نگذره....من بیچاره سه سال سختی کشیدن و آزمون دادم تا معلمی قبول شم