2777
2789
عنوان

فرار از خانواده

80 بازدید | 1 پست

سلام دوستان خواهش میکنم راهنمایی کنید

من به تازگیا ازدواج کردم و خانواده ی خوبی نداشتم راستش ازدواجم بیشتر بخاطره همین شرایط بد خانواده ام بود و با ازدواجم مخالف بودن و همسرم رو نمی‌پذیرن و رفت آمدمون تقریبا قطعه. اما خداروشکر همسرم رو دوست دارم و باهم زندگی خوبی داریم

مشکل اینجاست که من یه خواهرزاده تو خونه داشتم ۵ سالش بود بچه طلاق بود یعنی خواهرم طلاق گرفت و از اون طلاق دخترشو به حضانت گرفت یعنی از همون اول که بچه به دنیا اومد آوردش خونه ما و بزرگش کردیم

من شهر دوری ازدواج کردم راه ۳ ۴ ساعته و نمیتونم زود زود برم به بچه سر بزنم و واقعا افسرده شدم زندگیم داره به بی راهه کشیده میشه حس میکنم خودم از اون فضای نا امن نجات پیدا کردم ولی اون بچه چی؟

تو اینستا یه پیج هلوکیتی دنبال میکنه براش تو دایرکت فیلم اینا می‌فرسته اون روز خواهرم برام فیلم فرستاده بود هر روز وویس میداده و تو وویساش با خودش درد دل کرده کلی میگفت دلتنگ خالم هستم هر روز گریه میکنم و... من از وقتی اون وویس هارو شنیدم بی قراری هام زیاد شده و چندین روزه نمیتونم غذا بخورم بخوابم

اوکی که بچه ۵ سالشه ولی اون خیلی بیشتر از سنش درک فهم داره ما خاله و خواهرزاده وابستگی به اندازه یک مادر و بچه بهم داریم

لطفا اگر حرفی دارید که به کمکم میاد بزنید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز