شاید کمتر یا بیشتر برادرن و یه مغازه اجاره کردن نون شیرمال و بیسکویت درست میکنن میفروشن...وضع مالی خوبی ندارن و اطلاع دارم برای جهیزیه خواهرشون سخت دارن کار میکنن من هر موقع از جلو مغازشون رد میشدم دو سه تا نون میخرم الان سه چهار بار بود میخریدم از نوناشون بو میدن مثل بوی مرغ کهنه یا زرده تخم ک
مرغ مونده اونروز متوجه شدم ظرفی که رومال نون رو میزنن زرده تخم مرغ دورشون زرده ها چسبیده و مشخص بود خیلی وقته تعویض یا حتی شسته نشده...چجوری بگم بهشون مشخصه مشتریشون کم شده همیشه دو یا سه سینی جلو مغازه نون بود الان اینروزا هشت تا اینا میمونه کسی هم نمیخره...اون روز رو کاغذ نوشتم گذاشتم زیر پولی که بهش میدادم بلکم بخونه ولی کاغذو دور انداخت ☹️☹️