من خواب دیدم زن رفیق شوهرم ( انگار اصلا وجود خارجی نداره ندیدمش) خودشو به شوهرم می مالوند ..
بعد بهش گفتم از شوهرم فاصله بگیر گفت به روز باش
ولی بد میمالوند
خودش انگار چهار تا بچه داشت
بعد رفتم اتاق اونم اومد یه چیزی مث سوزن وارد بدنم کرد گفت دیگه باردار نشی
رفتم به شوهرم گفتم باور نمیکرد با گریه حالیش کردم
بعد زنه میخاست مارو بکشه
از یه جایی به بعد دیگه انگار پدر مادرم بودن مامانمو کشت همه رو کشت فقط منو خواهرم موندیم میخواست مارم نابود کنه
زنه رو کشتم به طرز وحشتناک
بیدار شدم از ترس گریه میکردم
خیلی بد بود 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭💔💔💔💔 نمیدونم شوهرم چجوری صدامو نشنید انقد خسته بود
بعد خوابیدم به زور