برای این که بدونین من اینجام که به بقیه کمک کنم نه این که مثل شما بهشون بددهنی کنم
خیلی ها تاحالا بهم گفتن که کمک کننده بودم
ضمن این که من توی پیامم ذکر کردم که متخصص نیستم و صرفا احتمال دادم!!! انگار قطعا گفتم همینه ها!! وقتی اوتیسم 40-60 درصد ژنتیکیه و احتمالش همین قدره که دو خواهر برادر هردو داشته باشن؛ وقتی گفتین منزوی هستن و ارتباط نمیگیرن و علائم مشابه دیگه گفتین؛ صرفا احتمال رو بیان کردم؛ و شما تموم وجود من رو با یک جمله زیرسوال بردین!! "تو اسپرگر نیستی!"
جدی؟؟ آها پس مرض دارم وقتم رو اینجا هدر میدم؟؟ وقتی هییچ تاپیکی نمیزنم که تاپیک اوتیسمم گم نشه و بقیه بتونن بخوننش و بهشون کمک بشه؟؟ طول یکی از پیام های توی تاپیکم رو دیدین؟؟ مرض دارم اییین همه وقت بذارم و ایییین همه تایپ کنم برای افرادی که حتی نمیشناسمشون؟؟
خیر! مرض ندارم! فقط میدونم که چقدر درد داره؛ میدونم که چقدر اگه توی سنین کودکی و قبل از تثبیت خیلی چیزها به این افراد کمک بشه چقدررر زندگیشون فرق میاره. دلم نمیخواد بقیه شبیه من بشن: یه تنهای افسرده مضطرب؛ که توی ارتباطات کوچیکش مونده! تموم بچگیش به خواطر مشکلاتش اذیت شده، براش قلدری شده؛ بهش چرندیات نسبت داده شده و همیشه فکر میکرده خیلی موجود بد و به درد نخوریه؛ همینه که الان از تک تک ذرات خودش متنفره هر چی هم که بشه!
دلم نمیخواد یه بچه اسپرگر بهش کمک نشه؛ و تا پا به سن بزرگسالی گذاشت و وارد جامعه شد خیلی خطرها از جمله خودکشی تهدیدش کنه.
البته بهتون حق هم میدم! وقتی خودم توی 18 سالگی تشخیص گرفتم و به مادرم گفتم میدونین چی گفت؟؟ گفتن که بدترین چیز برای یه مادر و پدر اینه که بچشون اوتیستیک باشه!!! وقتی داشتم جریان عدم پذیرش خانوادم رو برای یه نفر میگفتم اون هم همین رو گفت؛ گفت که برای خانواده سخته چنین برچسبی رو بپذیره؛ حالا هرچی هم که تو توضیح بدی نورودایورسیتی رو.
پس شماتتون نمیکنم که باهام اون طوری حرف زدین؛ اما خواستم این رو بگم که بدونین. قصد من کمکه؛ نه هیچ دیگه ای. مجدد میگم؛ همه اینا به این دلیله که من میدونم چقدر درد داره! چون خودم وسط این دردم!!