2777
2789

از صدا و شلوغی متنفر شدم از تو جمع بودن منی که میرفتم خونه مامانم انرژی میگرفتم الان دوست ندارم برم دلم نمیخاد کسی رو ببینم از حرف زدن متنفرم

افسرده شدم؟؟

قبلا اینجوری نبودم

.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آره

منم همین طورم فقط من ی بچه کوچیکم دارم

مادر شدن مثه آتو دادن به دنیاست، همیشه استرس داری همیشه نگرانشی .پسر قشنگم از وقتی اومدی هر روز مامانی بهاره😍.مادر بودن حس عجیب و خاصیست. احساس میکنم قلبم جایی بیرون از سینه میتپد.   پسرم، مرد کوچکم، جهان برای من در تو خلاصه میشود💙💙💙   پسرم آرام دوستت خواهم داشت طوریکه هیچکس به جز خودت این حس مرا درک نخواهد کرد💙

آره منم همین طورم فقط من ی بچه کوچیکم دارم

حالا من برای بچه دار شدن به مشکل خوردم حس میکنم برا اونه اعصاب هیچکس ندارم دلم نمیخواد هیچکس باهام حرف بزنه همه انکار رو مخن

.
حوصله هیچکس ندارم قبلا یکساعت تلفنی با دوستم حرف میزدم الان اعصابشو ندارم دیگه

ببین من خودم فقرآهن دارم قبلا همش تلفن به دست این ور برو اون ور برو حالا حوصله ی خودمم ندارم همش تو گوشی، اتاق، کم حرف شدم، خستم، بی حالم، فکرای منفی می کنم 

ببین من خودم فقرآهن دارم قبلا همش تلفن به دست این ور برو اون ور برو حالا حوصله ی خودمم ندارم همش تو ...

نه فقر آهن و اینا ندارم تازه آزمایش دادم برا من بخاطر مشکلمه بعد اون اینجوری شدم

.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792