2777
2789
عنوان

به نظرتون به شوهرم بگم که فهمیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 311 بازدید | 19 پست
بهش دمنوش بابونه همراه چایی بده بخورد و غذای تند با فلفل قرمز توصیه کن باعث باز بودن عروق میشد یا کم ...

فدای مهربونیت، چشم

روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .
آخه همکاراش سیگارین، 

بگو تو محل کارت همکارات سیگارمیکشن یه پنجره ایی دری باز کن تو دکتربهت گفته نکش خطر داره دودشم مضره ...یه به شوخی بگو نکنه همکارات جلوت سیگار میکشن هوس کنی بکشی برات ضرر داره

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بگو تو محل کارت همکارات سیگارمیکشن یه پنجره ایی دری باز کن تو دکتربهت گفته نکش خطر داره دودشم مضره . ...

چند بار قبلا پرسیدم انکار کرده،  

روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .
براش تو اینستا پست های مضرات سیگار و مزایای ترک سیگار بفرست  دیگه چیزی ب ذهنم نمیرسه

همین رو باید امتحان کنم

روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .
عزیزم باتوجه به شناختی ک ازش داری رفتار کن  اگ میدونی با اروم صحبت کردن منطقی حرف زدن قبول میک ...

میخوام این دفعه رفتیم پیش دکترش یواشکی از دکترش بخوام دوباره بترسوندش

روزی از روزها ،شبی از شب ها ،خواهم افتاد و خواهم مرد ،اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .تا هرچه دورتر بیفتم ،تا هرچه دیرتر بیفتم ،هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،افتاده باشم و جان داده باشم ،همین .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792