یکی از دوستام هست بعد من حس میکنم نسبت به من خیلی حسوده . با هم توی یه مدرسه هستیم و بیرون هم با هم کلاس میریم . بعد من حس میکنم خیلی آدم دورویی هست . یعنی اوایل سال کاری نداشت بعد من نمراتم در کلاس همیشه کامل میشد بعد اون نمیتونست بعدش خودش را کشت بعد که باز نتونست میگفت نمرات اینا که مهم نیست ، مهم مدرسه هست بعد منم تایید میکردم که راست میگی . بعدش از موقعی که سال شروع شد من یبار تصمیم گرفتم برم کلاس زیست بعد من بهش نگفتم چون نپرسید بعد که فهمید رفته بود پیش مشاور مدرسمون و از بدگویی کرده بود . بعد من رفتم پیش همون مشاور بعد اون بهم گفت گه اون چیا گفته بعد شناختمش اما باز من خر باهاش درد و دل کردم. وسطای کلاس های بیرون دیگه از کلاسا خوشم نمی اومد بعد بهش گفتم بعد اینجوری بود که اون مدت که از معلم ها میگفتیم، معلم ها باهام بد اخلاقی میکردند بعد من یکم حجابم کامل نیست ولی اون بخاطر باباش مجبوره چادر سر کنه بعد اومده بود سر کلاس بیرون میگفت که همه ی بچه ها که با حجاب و اینا نیستند بعدم میگفت تو چرا کلیپس زیر گلویی میزنی و از اون طرف چادر نمیپوشی بعد گفتم شخصیه . بعد توی ترم اول معدل من خیلی از اون بیشتر شد و رتبم توی کلاس بیشتر شد بعد مامانم گفت چون حسوده تو کلاس ها اصلا نگو بعد معلممون پرسید و منم گفتم بعد اصلا ناراحت شد و از اون روز شروع میکرد میگفت چقدر خودت را میگیری بعد حتی جلوی بچه ها هم میگفت این صحبت رو و منم واقعا خودم را نمیگیرم . بعد یه مدته که میگه که فلان شاگرد کلاسمون نمرش خوب شده چون خودش را نمیگیره بعد خب خودش نمیدونه که داره به من کنایه میزنه من نمرم از اونا بهتر شده . بعد کلاس های بیرونی ما مشکل پیدا کرد بعد من اعتراض کردم اونم تو کلاس ما که اومده بود اعتراض میکرد اما تو آنلاین که پیام میدادم هیچی نمیگفت بعد الان معلممون توی گروه پیام داده و دقیقا حرف هایی رو زده که من پیوی دوستم گفتم و انگار جواب منو داده معلممون . بعد الان میخوام دیگه باهاش دوست نباشم چون خیلی دوروعه اما نمیدونم چی بهش بگم که ولم کنه همش میاد سر کلاس و مجبورم میکنه زنگ تفریح برم بیرون در صورتی که میخوام درس بخونم . بعدم زنگ تفریح همش اعصاب منو خورد میکنه نمیدونم چه رفتاری میکنه