2777
2789

تمام لحظه های عمرم بدرقه نفس کشیدن توست


به دنبال کوچکترین فرصت بودم تا بزرگترین تبریک را نثار قلبت کنم


ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات و ورودت ب دهه جدید زندگی را تبریک میگویم


تولدت آذین زندگی ام باد


                                       ***


ورودم به دهه ی جدید؟!با دیدن پیام تبریکت‌ هیجان‌زده شدم.؛اما با خواندن جمله ی "ورودت به دهه ی جدید "حسی شبیه ب یخ زدن خون در وجودم را تجربه کردم

دهه ی جدید؟چ وزنی بار این دو کلمه بود ک اینگونه سنگینی بر وجودم انداختند؟مگر کلمه هم پر وزن میشود؟!

از خودم میپرسم چطور ۳۰سااااله شدم؟منی ک در حد نهایت خود را هجده ساله تصور میکنم؟!

با خود می اندیشم چیست این سی سالگی؟ذهنم کلمات آشنایی را کنار هم می‌چیند و جملاتی آشنا را تحویلم می‌دهد...

شروع یک پایان؟

درست شبیه سکوت بعد یک میهمانی شلوغ

شاید هم سی سالگی تعریف نسبیت است 

همچون آخرین پر سیمرغِ شاهنامه......

همان سنی که برای رسیدنش خیلی زود بود لا ب لای تک تک حروفش بوی شادی مملو از دلتنگی ب مشام می‌رسد

رایحه ای مبهم از گذر سالیان بیست و بیست وچند سالگی

ب خودم قول میدم ک زین پس:

عمیق تر زندگی را نفس خواهم کشید

عمیق تر طعم عشق را خواهم چشید

عمیق تر وجود عزیزانم را سپاسگذار خواهم بود

و روزهای پیش رو را امیدوارتر سپری خواهم کرد....


و در نهایت اینک من و سی سالگی....

سی سالگی جان با من مهربان تر باش❤️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  15 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  14 ساعت پیش