حس میکنم توی هپروتم از بس کم خوابم،
من شاممو درست میکنم هشت و نیم میارم بخوریم میگه نه اول چای، یا میوه بعدشم شاممون میفته یازده. خوابمونم الان،
بعد دوباره فرداش غر میزنه چرا دیر میخوابیم، امروز دعوا کردم باهاش زدم زیر گریه، گفتم دوتا نه سه تا بچه دارم باید دونه دونه التماستون کنم بهوابین، میگم من کلی خودمو اذیت میکنم تند تند کارتمو میکنم تا زود بخوابیم ولی تو بیخیالب، بعد میگه مگه چکار کردی