دوستان پیرو تاپیک قبلی که دیشب برادرشوهرم برای جاریم کادو انگشتر گرفته بود اورد انداخت جلو من و من از این حرکت خیلی ناراحت شدم اخه کدورتی نداشتیم.
و خب گفتم اگه بگم این غربتی بازیا چیه متهم میشم به حسادت به این خاطر با روی گشاده گفتم مبارکه و فلان.
بعد امروز صبح به شوهرم گفتم تو که میبینی برادرت مثل یه زن خاله زنک میمونه با من و احترامم رو نگه نمیداره چرا تو احترام نگه میداری توهم بی محلی کن برگشت گفت هم زنداداشمه و هم دختر عمم دوسش دارم.
من کلا وا رفتم و همون لحظه تصمیم به طلاق گرفتم بهنظرم مردی که زنداداشش رو ارجح بده به زنش دیگه ارزش زندگی کردن نداره من کلا ازش ناامید شدم.