شوهرم هرجا بخام برم گیر میده میگ نمیخاد بری.
من فق خونه مامانمو و خواهرم میرم . ولی میگه نمیخاد بری،میخای بری چیکار،نری چی میشه و فلان
همش قبلش ی بحث هرچند کوچیک باید داشته باشم باهاش. خونه مادرشوهرمم خیلی دیر ب دیر میریم چون حتی خونه مامانش نمیخاد بره.
اعصابم ضعیف شده از اینکه این اخلاقش از سرش نمیپره....
تو خونه دلم میگیره تنها بیرون رفتن من همین خونه مامانمو و خواهرمه . تفریح ک نداریم بخاطر مشکلات مالی.
نمیدونم چیکا کنم.....کسی اینطوری بوده ک شوهرش این اخلاقو ترک کرده باشه؟؟
۶سال گذشته از ازدواجمون.
با بقیه مشکلان میسازم ولی این یکی خیلی اعصابمو ضعیف کرده ب حدی ک امروز انقد جیغ زدم صدام گرفته. من اینطوری نبودم اصن😔😔😔😔
نمیخام مامان بابام بفهمن ،نمیدونم بگم ب مامانش یا ن....اصن نمیدونم چیکا کنم😔😔😔😔