همسرم تو یه شرکتی کار میکنه که مال چند تا برادره و اینا همه خیلی خیلی بیش از حد تصور پولدار هستن. برادر کوچیکه یه مرد جا افتاده حدودای چهل ساله هست یه بار با همسر من درددل کرده بود گفته خوش به حالت که زود ازدواج کردی با عشق ازدواج کردی من نمیتونم ازدواج کنم چون مطمئن نیستم هیچ کسی منو بخاطر خودم بخواد.
خلاصه که آخرشم یه ازدواج سوری و الکی با دختر یه همکار پولدار جور کردن براش صرفا برای اینکه تا آخر عمرش مجرد نمونه ولی اصلا خونه نمیره به زنشم کاری نداره
کاری به پولدار بودنش ندارم قطعا خوشی هایی که اون داشته خیلیاشو ما تجربه نکردیم هرگز ولی در کل تجربه نکردن عشق خیلی تلخ و غم انگیزه. واقعا آرزو میکنم همه عشق و زندگی ساختن در کنار هم رو تجربه کنن