2789

بچه ها پسر همسایه امون ازدواج کرده بعد امشب برا پاگشایی عروسش مهمونی گرفتن ما رو هم دعوت کردن فامیل هم هستیم

من یکشنبه تولد دعوت بوودم و مامانم این تولدو کوفتم کرد ولی اخرش با کلی فوش رفتم

بعد بهش گفتم منم جمعه نمیام اولش اصرار کرد و گفت اگه نیای میگن عاشق پسرمون بود و زشت میشه و میگن طاقت نیاورد عروسی اش رو ببینه توعاشق اشی نمیتونی بیای طاقت نداری 

به نظرتون برم یا نرم؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



مامانت درست نمیگه ولی تو برو خوش بگذرون

در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم

والا یه پسر تو فامیل بود من از بچگی ازش بدم می اومد  چون خیلی بی تربیت بود و خیلی دو رو 

وقتی بزرگ شد هم همین حس رو داشتم یعنی بدم می اومد 

نوبت رسید به ازدواج این یارو 

مامان منم میگفت اگه نریم فکر میکنن چشممون دنبال پسرشون بوده 😵😟


هی می گفتم آخه مامان چرا باید همچین فکری بکنن 

من که اصلا خوشم نمی اومد از پسره 

خلاصه مجبوری رفتم 

نفهمیدم اونا از این فکرا میکنن یا نه 

اما اگر این فکر رو یک در صد هم پیش خودشون گفتن به نظرم نهایت بی فرهنگی بوده و تمام 


شما برو که جلوی حرف بی ربط رو بگیری 

🌙🌸🌷

عزیزم خواسته قانعت کنه ی چی گفته 😂 البته ادمهایی ک ذهنشون سمی همه جا هستن ...یا میگن عاشقش بود،یامیگن حسودن،یامیگن الکی گفته خونم و پیچونده با دوس پسرش بیرون، و.... 

خلاصه حرف و حدیث زیاده ....ب نظرم ک ی ماسک بزن و برو (ازبس همه مریضن و ب کسی نمیگن و بقیه راهم گرفتار میکنن)

سالها دویدم ولی به مقصد نرسیدم ..... برای همه منتظرها و من دعاکنید ....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792