امروز صبح اومدم شهر دیگه واسه زایمان، البته قراره پنج روز دیگه بیاد ولی چون احتمال زایمان داشتم زودتر اومدم. ولی دلم داره پر میکشه، من پیش خانواده همسرم هستم، همسرم پیش خانواده من😅
پسرمونم با منه، تنها دلیل ارامشمه، از موقعی حرکت کردیم بیست بار تلفنی حرف زدیم ولی بازم بغض دارم🥲🥹
امروز یکم انقباض هم داشتم، امیدوارم قبل از اومدنه همسرم این فسقلی نیاد که توی اون شرایط استرس زا بذون همسرم دیوونه میشم😢