2777
2789
عنوان

دلم خونه خودمو میخواد

190 بازدید | 12 پست

سال پیش همین موقعا بود که تصمیم گرفتیم با یه بچه کوچیک بیایم خونه پدرم بشینیم تا خونه بخریم

بیشتر از همه همسرم اذیت شد تو این یه سال ولی صداش در نیومد

حالا خسته‌م

از بحثام با مادرم سر بچه

کلافگیای بچه‌م و داد و گریه هاش درموندم کرده

مادرم اصلا همکاری نمیکنه فقط شاکیه ازم که چرا سر بچه داد میزنی چرا فلان میکنی چرا چرا چرا

دیگه امشب انقد بحثم باهاش بالا گرفت قهر کردیم علاقه ای هم ندارم باهاش آشتی کنم

اومدم به بچم غذا بدم اونم قاطی کرد زد زیر ظرف ، ظرف پرت شد کل فرش کثیف شد . من دارم خودمو کنترل میکنم داد نزنم هی نفس عمیق می‌کشیدم اومده با من دعوا که برا چی ظرفو شل میگیری تو دستت

دارم دیوونه میشم 

الان که یه قدم تا خونه خریدنمون مونده همسرم اومده میگه ما اگه بخریم نمیتونیم بریم بشینیم باید بدیم اجاره یکی دوسال تا بتونم قسطارو بدم

خدا دارم دق میکنم

فقط خودت یه صبری به من بده

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خدا بهت صبر بده ،یه سال بخور نون و تره یه عمر بخور نون و کره ،میدونم سخته ولی تو که ساختی با یکی دوسال دیگش هم بساز ،بچت بزرگتر میشه ،انشاالله با دل خوش برین تو خونتون زندگی کنین ،شوهرت بفکر آینده س وگرنه اون بیشتر اذیته

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت می‌خوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
پدرشوهرت نمیتونه بهتون کمک کنه؟ یه خونه ۱ خوابه خ کوچیک اجاره کنه براتون:/

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

پدرشوهرم یه کلمه نمیگه شما که دارید خودتونو پاره میکنید خونه بخرید ، چقد بودجه دارید چقد کم دارید

اون خودشم دستش تنگه ولی کلا خودشو قاطی این جریانات نمیکنه

واییییی منم متنفرم از خونه پدرم رفتن به خاطر رفتارهای مامانم. نمی‌تونید جایی اجاره کنید تا برید خون ...

نه 

اصن پیشنهاد خود مامانم بود که بیایم اینجا چندسال بشینیم تا خرج خورد و خوراکمون رو ندیم و خونه بخریم 

ولی واقعا کم آوردم 

من غذا درست نمیکنم ولی جمع و جور کردن خونه با منه

امشب وسط بحث میگه خوبه هیچکاری تو خونه نمیکنی یه بچه‌تو میخوای نگه داری که اینجوری میکنی

آخه آدم آنقدر بی انصاف 

خدا بهت صبر بده ،یه سال بخور نون و تره یه عمر بخور نون و کره ،میدونم سخته ولی تو که ساختی با یکی دوس ...

بخدا شوهرم چهارصب بلند میشه می‌ره تهران که بره سرکار

کنارش داره درسم میخونه

واقعا دارم دیوونه میشم 

نه  اصن پیشنهاد خود مامانم بود که بیایم اینجا چندسال بشینیم تا خرج خورد و خوراکمون رو ندیم و خ ...

چی بگم.....

باور کن آخرشم مادرت یه جوری منت میزاره سرتون که من باعث شدم خونه بخرید و .....

کلا مامان من خیلی اینجور حرف هاش اذیتم میکنه



ما ۸ساله ازدواج کردیم.

پدرم یه آپارتمان کوچیک داشت که هدیه عروسی داد بهمون.

البته طبقه چهارم و بدون آسانسور و پارکینگ و اینا. 

همسرم یه مبلغی کنار گذاشته بود واسه رهن خونه. 

خلاصه اون پول رو بابت بازسازی خونه دادیم و دوسال و نیم اونجا بودیم بعدش خداروشکر وام دادن به همسرم اونو فروختیم بزرگتر خریدیم و اندازه پول همون خونه همسرم دو دانگ رو به نام من زد.

همون ابتدای ازدواج هم با فروش سکه های عقد و پولی که تو عروسی به عروس دادن یه ماشین هم خریدیم اونم به نام خودم چون پول خودم بود.

اون وقت مامان من به همه فامیل گفته بود من به دخترم ماشین و خونه دادم. یه جوری حرف می‌زد انگار خرج زندکی مون رو اون میده. 

بعدشم خونه رو فروختیم غر میزد ارزون فروختید زیر قیمت خونه رو فروختید .....

همسرم همیشه میگه کاش اون خونه رو می‌دادیم به مامانت یه کم کوچیک تر با پول خودمون خریده بودیم اینقدر منت نزاره سرمون 

چی بگم..... باور کن آخرشم مادرت یه جوری منت میزاره سرتون که من باعث شدم خونه بخرید و ..... کلا مام ...

عزیزدلم

خیلی سخته همسر آدم اینجوری به روی آدم بیاره 

منم باشم برام زور داره

خداروشکر که سروسامون گرفتید و دستتون جلوی کسی دراز نیست

چه‌ میشه کرد واقعا باید کج دار مریض رابطه تو باهاشون ادامه بدی

عزیزدلم خیلی سخته همسر آدم اینجوری به روی آدم بیاره  منم باشم برام زور داره خداروشکر که سروس ...

آره منم بی احترامی نکردم و نمیکنم بهش

اما سخته آدم از مادر خودش اینجوری بشنوه.

منم نه خواهر دارم نه خاله‌

واقعا تنها همدمم و تکیه گاهم مادرمه 

سخته برام این رفتار هاش.

الان پسرم ۶سالشه 

نشد یه بار لباس بخرم بگه قشنگه 

همه ش میگه کوچیکه.

والا هر لباسی هم میخرم براش حداقل ۱سال میپوشه. 

ببخشید خیلی دلم پر بود....  

آره منم بی احترامی نکردم و نمیکنم بهش اما سخته آدم از مادر خودش اینجوری بشنوه. منم نه خواهر دارم ن ...

بگو عزیزم 

میفهمم خیلی سخته

آدم دلش‌ از خواهرش پر باشه می‌ره به مادرش میگه

ولی وقتی مادر اینجوری می‌کنه به هرکس بگی میگه وااای مادرته خوبیتو میخواد و از این چرت و پرتا

بخدا شوهرم چهارصب بلند میشه می‌ره تهران که بره سرکار کنارش داره درسم میخونه واقعا دارم دیوونه میشم ...


حق دارین،واقعا سخته ،برای پیشرفت هم باید سختی کشید ولی کااااااااش یکم اطرافیان درک کنن،شما که لطف کردی حمایت میکنی لااقل کاری نکن آرامش از بین بره....نتیجه ی این صبوریت و تلاش شوهرت رو میبینین انشاالله

خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن...(عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد)🤌🫡،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،از دوستانی که درخواست دوستی میدن معذرت می‌خوام نمیتونم قبول کنم....(خدایااااا شکرررررررت بابت پسر نازی که بهم دادی،خدایا ممنونم ازت ،امام حسین نوکرتم♥️)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

یاس رپر

mt_b | 43 ثانیه پیش

ضایع بازی

nazaniinan | 55 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز