چی بگم.....
باور کن آخرشم مادرت یه جوری منت میزاره سرتون که من باعث شدم خونه بخرید و .....
کلا مامان من خیلی اینجور حرف هاش اذیتم میکنه
ما ۸ساله ازدواج کردیم.
پدرم یه آپارتمان کوچیک داشت که هدیه عروسی داد بهمون.
البته طبقه چهارم و بدون آسانسور و پارکینگ و اینا.
همسرم یه مبلغی کنار گذاشته بود واسه رهن خونه.
خلاصه اون پول رو بابت بازسازی خونه دادیم و دوسال و نیم اونجا بودیم بعدش خداروشکر وام دادن به همسرم اونو فروختیم بزرگتر خریدیم و اندازه پول همون خونه همسرم دو دانگ رو به نام من زد.
همون ابتدای ازدواج هم با فروش سکه های عقد و پولی که تو عروسی به عروس دادن یه ماشین هم خریدیم اونم به نام خودم چون پول خودم بود.
اون وقت مامان من به همه فامیل گفته بود من به دخترم ماشین و خونه دادم. یه جوری حرف میزد انگار خرج زندکی مون رو اون میده.
بعدشم خونه رو فروختیم غر میزد ارزون فروختید زیر قیمت خونه رو فروختید .....
همسرم همیشه میگه کاش اون خونه رو میدادیم به مامانت یه کم کوچیک تر با پول خودمون خریده بودیم اینقدر منت نزاره سرمون