بچه ها تو. و خدا بگید لازمه به همسرم بگم یا نه؟
خونه ما ۴ طبقه تک واحدیه
من مدیر ساختمان هستم
خونه ما چندبار دزد اومده برای همین رو آسانسور قفل گذاشتیم که کسی نتونه بدون هماهنگی بیاد داخل پاگرد ما
از سمت راه پله هم که شیشه میرال میخوره که روی اونم حفاظ گذاشتیم که از سمت راه پله هم نیان
طبقه اولمون دوتا آقای مجرد میشینن که از این نخبه ها هستن خدایی ما تا حالا ازشون هیچ رفتار بدی ندیدیم صبح میرن شب میان حتی یک دوست آقا هم تا حالا نیاوردن خونشون چه برسه به خانم و پارتی و مهمونی و چشم چرونی
من اول ماه بهشون تو واتساپ پیام دادم گفتم اگر میشه شارژ این ماه رو نقدی بدین اوناهم گفتن باشه
حالا نگو عصری به همسرم زنگ زده نه من جواب دادم نه همسرم اینا هم میخواستن برن شهرستان
بچه ها خواب بودن منم با تاپ و شلوارک خیلی کوتاه خونه بودم دیدم صدای تی تق میاد فکر کردم کسی تو آسانسوره رفتم با همون لباس تو پاگرد لخت و پتی هی گفتم کیه کیه بفرمایید…
یهو دیدم صدای سرفه اومد گفت ببخشید من پشت میرال هستم آسانسور بسته بود از این سمت اومدم دیدم در بسته هست زدم به شیشه😖😖😖😖😖
من همون لحظه که دیدمش مثل برق گرفته ها جیغ زدم پریدم داخل اینا رو دیگه از پشت در شنیدم
اونم پول رو از زیر در انداخت و رفت
بچه ها واقعا از خجالت دارم میمیرم یعنی چه فکری در مورد من میکنه؟ الان حتما میگه این خانم میخواسته خودشو ارائه بده اونجوری اومده بیرون
از همه بدتر نمیدونم چطوری به همسرم بگم با من کار نداره اخلاقمو میدونه ولی میترسم بگم هر وقت با طبقه اولی چشم تو چشم بشه خجالت بکشه
میترسم نگم یک وقت طبقه اولی عذرخواهی کنه بابت امروز یهو بد بشه بگه چرا قبلا به خودم نگفتین