دو تا انگلیسی داشتن میرفتن قاهره که وسط بیابون ماشینشون خراب شد.
یکی از این دو نفر، زبان عربی بلد بود و اون یکی نه.
یک شتر بان ِ بیابون گرد رو دیدن که کنار شتراش خوابیده . بیدارش کردن که پاشو ما رو با شترات ببر قاهره ، فلان قدر هم بهت پول میدیم.
شتر بان که خسته و خواب آلود بود با اوقات تلخی بلند شد اینا رو سوار شتر کرد و راه افتادن.
توی راه شتر بان بزبان عربی هی به اینا فحش میداد.
اونی که عربی بلد بود به اون یکی رفیقش گفت میدونی داره چی میگه؟؟ داره فحشمون میده😠
رفیقش پرسید: وسط فحشاش که نگفت ما رو قاهره نمیبره؟😥 گفت : نه ، فقط داره فحش میده .😠
رفیقش گفت عیبی نداره مهم اینه که ما رو ببره قاهره😏
دوباره اونی که عربی میفهمید به رفیقش گفت : این یارو داره فحشای خیلی بدتری میده ها . 😠 فحش ناموسی داره میده ... 🤬🤯
رفیقش پرسید: قاهره چی؟ نگفت که ما رو قاهره نمیبره؟؟ 😥
گفت : نه بابا فقط داره فحشای خیلی ناجور میده. 🤬
رفیقش گفت : عیبی نداره بذار بده... مهم اینه که ما رو ببره قاهره..🙂🤌🏼
✍ وقتی هدفی داری چشمات ، گوشهات و ذهنت رو روی اتفاقات و صداهای زائد ببند.
به هدفت فکر کن.
و هدف وسیله رو توجیه میکنه.
(اینکه یادآوری کنم که البته نه با هر نوع وسیله ای و نه به هر قیمتی ، توضیح واضحاته دیگه).