خودش مثل سگ سه تا بچه اورد در صورتی که می دونست شوهرش خوب نیستش
از مجردی مایه عذاب بود گفتیم ازدواج میکنه راحت میشیم ۱۴ سال با شوهر و بچه اش پیشمون زندگی کرد و دیوانه مون کرد همش دعوا دعوا چیزی هم بگی میگه زندگی خودمه در صورتی که ما همش تو تنش عصبی بودیم
حالا هم خونه ساخت رفت ۲ سال زندگی کرد عرضه نداشت برگرشت باید سلیطه گریش رو تحمل کنیم
حس میکنم خدا دشمنم هستش وگرنا اینو جایی میفرستاد از دستش اسایش پید کنیم
جالبش اینه به بقیه پیشنهاد بچه دار شدن میده
تنها افتخارش زود زاییدن و اختلاف سنی کم هستش
یکی از بچه هاشون هم بخاطر سلیطه گری ودعوای همیشگی اینا مریض شد خدا لعنتشون کنه