سر اینکه من یجا سرکار میرفتم سه سال اونجا شاغل بودم
شوهرم اونجا ابرو ریزی کرد و من مجبور شدم بیام بیرون
اینم بگما کلی بهم گفت بیا بیزون برات جبران میکنم
اومدم بیرون ولی دریغ از یک ذره حمایت
حتی یکبار بهش گفتم نتم تموم شده گفت وایسا سر ماه
در حالی که این اقا اوضاع مالیش خیلی خوبه
منم بعد دوماه کار جدید پیدا کردم
و گیر داد که بیام ببینم کارتو کجاست چند ساعته
گفتم بزار یک هفته ای بگذره ببینم خوشم میاد یا نه
چرا الان یادت اقتاده که زن داری؟
همینو بهونه کرد و رفت