اومده من احمق میدونم که اشتباه. آخه دختر پونزده ساله غلط میکنه کراش بزنه ولی اومده خونمون فقط داییم و داداشم خونمون بودن اومده بود تا سلام علیک کرد اتاق هارو نگاه میکرد دوتا اتاق داریم نمیدونم بهونش چی بود داداشم به شوخی توپید بهش ته به چه اجازه ای اونم با خنده میگفت استخوناتو خورد میکنم بعد از پنج دقیقه منم تو اتاق دارم درس می خونم البته الان دیگه نه😂😂
بعد از پنج دقیقه اومده این اتاق رو هم نگاه کرد و منو دید منم یه سلام سردی دادم اونم جوابمو داد و رفت بیرون نشست پیش داییم اینا😐الان هم هست😂چیکار کنم دوست ندارم ادامه پیدا کنه اون ۲۲ سالشه تا الان هزار بار سرد شدم دوباره بعد از چند وقت هوایی میشم همین امروز صبح داشتم بهش فکر میکردم