بھراد ھر روز حرفاي عاشقانه به من مي زد و خانمي من صدام میكرد.مي گفت خانمي من، ما مال ھمدیگه ھستیم پس از چي مي ترسي ولي احساس گناه یك لحظه راحتم نمي ذاشت . یھ روز بعد از كلاس معارف رفتم پیش دبیر معارفمون گفتم : خانم مي خواستم یك سوالي بپرسم خانم رحماني در حالیكه چونه مقنعه شو بالا میاورد تا حاظر بشه از كلاس بره بیرون یك لحظه ایستاد و گفت :بپرس عزیزم ھر سوالي باشه من سعي میكنم كمكت كنم
پرسیدم :اگر دختر و پسري ھمدیگرو دوست داشتھ باشن گناه داره؟
خانم رحماني گفت : نه دخترم دوست داشتن یك نعمت الھي كه ھیچكس منكرش نیست از عشقي زمیني ادمھا بھ عشق اھي میرسن
پرسیدم: اگر این دختر و پسر با ھم صحبت كنن و ھمدیگرو ببینن چطور اونم گناه نیست ؟
گفت : خوب این بحثش جداست ولي اگر خانواده ھا در جریان نباشن گناھھه چون مممكنه شیطون سراغشون بیاد و ھر دوتا براي ھم نامحرمن و این كار گناھه
گفتم :خوب در سن و سال ما ، دختر و پسرھا دوست دارن با جنس مخالف صحبت كنن بیرون برن این یك حقیقته و ھیچكس نمیتونه منكرش بشه درسته ؟
گفت : عزیزم دختر و پسراي جوان بھه سن شما باید سر خودشونو با درس و كار گرم كنن یا اگر این نیاز خیلي بھشون فشار اورد باید
ازدواج كنن نه اینكه با ھم رابطه پنھاني داشته باشن پرسیدم : حالا اگر بھه قصد آشنایي قبل از ازدواج با ھم باشن این ھم اشكال داره ؟
گفت :اگر خانواده در جریان باشن نه
پرسیدم : اگر نباشن چي ؟ یعني وقتي به تفاھم رسیدن بخوان به خانوادھاشون بگن چي؟ پس باید چیكار كنن كھ گناه محسوب نشه
خانم رحماني گفت :خانم نعمتي گناه ، در ھر حال گناھه ولي فقط یك راه داره كه گناه محسوب نشه و اون اینكه باید با ھم محرم بشن
پرسیدم : یعني عقد كنن ؟ اینطوري كه ھمه خانواده مي فھمن
خانم رحماني در حالیكھ چادرشو سرش میكرد گفت : نه منظورم اینه كه باید صیغه محرمیت بین خودشون بخونن زنگ تفریح تموم شده بود و خانم رحماني باید سر كلاس دیگه اي مي رفت در حالیكه داشت مي رفت گفت بعدا بیشتر باھم صحبت مي كنیم در این باره عزیزم.....