یکی تویی و یکی من ، باا این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل میکند... همین سه تا بس است ... حتی اگر ماه هم نبود ، من قانعم ... به یک تو و یک من ... مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟ ای کاش بود ... آنگاه شاید همه چیز جز تو معنایی داشت ...
اما ... حالا که ندارد ... حالا همه چیز تویی ...تمام شعر هاایی که با عشق میخوانم ... تمام روز های خوب ... تمام لبخند های من ... تمام گناه های بالذت ... تمام زندگی ... همه چیز تویی ... چیز دیگری هم اگر بود ،، فدای یک تبسمت :)