سلام.🌹
لطفا الان نگید تو این جور تو اون جور.
من خواستگاری هم نداشتم.
کلی میخوام بدونم.
میخوام بدونم کار درست چیه کار غلط چیه؟
میخوام بدونم خدا چی میگه؟
به نظرتون خدا اینجا چی میگه؟
یک دختر مجرد که حافظه قوی و توانایی داستان نوشتن داره، از بچگی یک سری مشکلات داشته. مثل حرکات غیر طبیعی. مشکلاتش از وقتی نوزاد چند ماهه بوده شروع شدند.
یک سری کار رو که از نظر دیگران غیر طبیعی هست هرروز انگار باید تکرار کنه. تکرار نکنه نمیتونه.
ولی میتونه چند ساعت جلوی خواستگار و... اون کارها رو نکنه. ولی نمیتونه همیشه نکنه. خصوصا اگه ناراحت یا عصبانی یا هیجان زده شه نمیتونه نکنه. تو زندگی نمیتونه اصلا نکنه.
یک وقت هایی مثل روانی ها میشه. کارهای عجیب میکنه. تصمیم های عجیب و غلط میگیره. خودزنی میکنه و....
تو ارتباط برقرار کردن با دیگران گاهی دچار مشکل میشه. گوشه گیره.
بیشتر شبیه بیماری روانی و بیماری مغز و اعصاب و...هست بیماریش. ولی تا حالا دکترها نفهمیدند چیه بیماریش. اسم بیماریش رو نمیدونه.
این دختر اگه خواستگار براش بیاد به نظرتون درسته بیماریش رو نگه؟ خدا ناراحت نمیشه بیماریش رو نگه؟ بیماریش رو نگه و ازدواج کنه و بگه چون حافظه قوی و توانایی داستان نوشتن داره مشکلی نیست؟ کار خوبی میکنه اگه مشکلاتش رو نگه و به عنوان یک دختر سالم ازدواج کنه؟ این دختر مدرسه عادی رفته.
به نظر من که کار بدیه. باید اگه خواستگار براش اومد، همه مشکلاتش رو بگه. خصوصا که مادرزادیه. ممکنه ژنتیکی باشه. نظر شما چیه؟ خدا به نظرتون کدوم رو میپسنده؟ این که راستش رو بگه یا پنهان کنه؟