یه کسی بود که منو دوست داشت
خیلی زیاد هر کاری کرد بشه ولی به هر دلیلی نشد
شاید چون یه پسر جوون مطلقه بود
نتونستم بهش اعتماد کنم
همه چیز بینمون خراب شد
بی خبر موندیم از هم
منم مقصر بودم چون بهش اعتماد نکردم و پاش نموندم
الان بعد حدود یه سال برگشته
میگه این خونه ای که ویرون کردی رو میخوای درستش کنی؟
تا همین یه هفته پیش داشتم از دلتنگی میمردم ولی الان حس میکنم دیگه حسی ندارم
هیچ وقتم نفهمیدم تصمیم درستی گرفتم یا نه چون هیچ وقت درست و حسابی باهاش آشنا نشدم
حالا چیکار کنم؟ برگردم؟ درستش کنم؟ باهاش آشنا بشم؟ چیکار باید کنم؟