دوستان من ۱۵ ساله تقریبا ازدواج کردم
شاغلم دو تا بچه یه پسر ۱۰ و یه دختر ۱ ساله دارم
تعریف از خودم نباشه خوشگل و متناسب هیکلم خانواده خوب و خیلی مهربان بودم
همسرم اوایل خیلی مرده خوبی بود
ولی متاسفانه چند بار ورشکست شد
هربار کمکش کردم معتاد شد کمکش کردم ترک کرد هرچند مطمعن نیستم الان باز برنگشته باشه
پدر خیلی خوبیه برا بچه ها ولی بشدت همسر اذیت کننده ایه
یه آدم سمی خالص همش در حال غر زدن و انرژی منفی
یه مسافرت نرفتیم که توش دعوا نشده باشه
کلا استاد خراب کردن حال خوب ب بد
خلاصه زندگی رو زهر مارم کرده تو جمع جدیدا بهم بی احترامی میکنه یه خانواده فوق سمی داره البته مادرش
خواهرش خوبه خیلی و پدرش
حالا بعد ۱۵ سال تصمیم جدی گرفتم برا طلاق البته الان مشکل مالی نداریم
جدا شم میتونم خونه بخرم و حقوق دارم بچه ها رم میده یعنی کنار میایم
ولی میترسم بعد طلاق بچه ها لطمه ببینن
چون برم سر کار هیچکی مثل پدرشون مسئولیتشون رو خوب قبول نمیکنه
بمونمم خودم و بچه ها تو این فضا پژمرده میشیم
وقتی نیست آرامش داریم بخدا
ولی از طلاق و جامعه میترسم