سلام بچه ها
یک موضوعی هست که خیلی وقت ذهن من رو درگیر کرده
مادرشوهر و پدر شوهر من از هم جدا شدن وقتی شوهرم یکساله و خواهر شوهرم ۳ ساله بودن
این بچه ها بین پدر مادر پاس می شدن و هیچ کدوم خونه و زندگی درستی نداشتن
هم پدر و هم مادر دوباره ازدواج کردن
پدرش با دختر خونه ازدواج می کنه و ۳ تا بچه داره نامادریه بچه ها رو اذیت می کرده ولی پدره هواشونو داشته
ولی خب بچه ها پدر رو ول می کنن می چسبن به مادره
مادره هم زن دوم یک مرد چوپان می شه که سرهنگ بازنشسته هم بوده اونم ۳ تا بچه می یاره و دومین بچه رو چون دختر دومش از اون مرد محسوب می شده رو می فروشه و سومی پسر می شه .
حالا مشکل من اینه که مادرشوهرم خیلی به اون دوتا بچه اش که خیلی هم اصراف کار وخود نماعن اهمیت می ده و این دوتای بزرگ رو آدم حساب نمی کنه .ولی این دوتا عاشق مادری هستن که به خاطر خودش بچه ها رو تو سن کوچیک ول کرده رفته .
جدای از اون اصلا کمک شوهر من نکرد نه برای وسایل خونه نه برای عروسی نه حتی خرید چمدون عروس و داماد فقط از سر باز کرد همه چی رو
الان داره تند تند برای اون دخترش خرید می کنه
بیکار نیست پولم از شوهرش نمی گیره
خودش مغازه داره .
ولی از شوهر من حتی پولم می گیره موکت می گیره (شوهرم نصاب موکت) دخترش دانشجوعه حتی خرج اونم از شوهر من میگیره
در ضمن
رهن خونه
شغل
وسیله نقلیه(موتور) رو هم بابام به همسرم داده
چه کار کنم .....؟