من و طرفم خیلی باهم خوب بودیم
بعد یه دوست دارم خیلی حسوده و همش در حال مقایسه کردن خودشون با متست هرکاری من کنم میخواد تقلید کنه و زور میزنه جا نمونه
واسه بار اول قرار گذاشتیم من اول گفتم اصلا به دوستم نگم که میخوام ببینمش و فلان
ولی بعد خر شدم همه چیو گفتم و دوستمم انگار جا مونده زود رفت پیش طرفش که چندساله باهمن!!
یه دفعه انگار مانع افتاد بینمون یجوری شدیم
ذکر گفتم و صدقه دادم باز خوب شدیم
و باز دیدمش به دوستم نگفتم خیلی خوب بود کلا باهام همه چیش نسبت به وقتی که به دوستم گفتم
ولی فرداش باز خر شدم به دوستم گفتم حتی کادو میخواستم واسه تولدش بهش بدم دوستم هی میگفت نده نده و اینهمه میخوای بدی؟خودش گفت کم میخواد بده کادو به طرفش بعد که من خواستم کادو رو بدم بهش گفتم اونوقت دوستم گفت بنظرت من فلان قیمت بهش بدم یا فلان؟؟ خیلی بیشترش کرده بود!! بخاطر اینکه مال من زیاد بود!! تا قبلش میگفت من کم میدم و تو کادو نده خیلی زیاده.
کلا رفتیم تو چشمش اون چیزی برا من نمیاد بگه چون خودش منفیه فک کرده منم اونجوریم من مو به مو گفتم
حالا کلا یجوری شدیم اصلا نرمال نیستیم☹️☹️ مانع و گره افتاده رومون انگار
من خواستم با طرفم دعوا کنم
بنظرتون دعوا کنم باهاش یا دعوا نکنم چون چشم و انرژی منفی بوده؟