بچه ها منو شوهرم دعوامون شد.شوهرم هر دعوایی میشه میزنه یه چی میشکنه تاالان چیزای کوچیک بود الان وسایل بزرگ خونه رو.منم به پدرو مادرشو خواهرش گفتم باهاش حرب بزنید همه زن و مردا دعوا میکنن.ک تاثیری نداشت.دیگه بار آخر به پدر خودم گفتم.اونم خیلی دوستانه باهاش صحبت کرد.خیییلی بهش برخورد ک چرا به بابات گفتی.اونم رفت به خانوادش گفت ک همه دعاهاتون زنم میگه شما مقصرید و باهاش قطع رابطه کنید.منم فرداش زنگ زدم مادرشوهرم دوبار جواب نداد.زنگ زدم پدر شوهرم براش توضیح دادم ما طبقه بالاشونیم بعد دیگه مامانش با من حرف میزد ولی من ازاینکه جواب تلفنم و ندادم ناراحت بودم.دیگه کاری داشتم به پدرشوهرم زنگ میزم.بعد دوسه بارم رفتم پایین اون اصن به محل نزاشت.منم قهر کردم.الان رفتن تهران .مطمئنم بیان شوهرم انتظار داره برم دوباره خونشون چی بگم بهش