از بچگی تو خیالات زندگی میکنم ینی به طور کامل غیرارادی یه موقعیتیو تجسم میشه تو ذهنم که میتونم ببینمش و شبیه واقعیته و شروع مبکنم به حرف زدن و حرکت بدنم یبار به خودم اومدم دیدم جلو مهمون دارم با یه شخصیت خیالی دعوا میکنم
۲۴ ساعته اینکارو میکنم و همراهشم عادت دارم راه برم درحدی کهچندبار پاهامو از درد راه رفتن نتونستم تکون بدم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
اصلا اینطوری نیست من هم ایت الکرسی میخونم هم ارتباطم با خدا خوبه مشکلم تازه نیست من از وقتی بدنیا اومدم اینطوری بودم منتها اولاش با درو دیوار حرف میزدم
من فقط یه بخش ازین کارمو گفتم اونقدرام خوب نیست من جدی یهو به خودم میام میبینم درحال گریه کردن و حسای مختلفم چون اون خیالو عین واقعیت دیدم درسته که خودم لذت میبرم ولی نابودم کرده درحدی که دلمم بره مامانم تنگ نمیشه چون تو خیالم میتونم داشته باشمش