2821
2789
من 23 سالمه و مجردم در شرف ازدواج هم نیستم اما مسئله کار کردن بعد از ازدواج چند وقتیه که فکرم رو مشغول کرده و میخوام به نتیجه گیری برسم. (تایپ کردم الان کم کم کپی می کنم که قابل خوندن باشه)
پدرم بیکار و بسیار تنبل و تن پروره و بی اخلاق هم هست و سابقه ی اعتیاد هم داره و خلاصه دل خوشی ازش نداریم. حمایتی از ما نمی کنه و بدتر خرج رو دستمون می ذاره. مثلا وقتی ماشین در اختیارش باشه حتما یه خرابی ای روش درمیاره یه خرجی رودستمون میذاره. کلا تو همه چی همینطوره. همیشه هم باهامون دعوا و بدرفتاری داره. وقتایی هم که پول دسستش هست (گاه به گاه سرکار می ره و باز ول می کنه) ما رنگ اون پول رو نمی بینیم اصلا به ما خرجی نمی ده اما واسه ی خودش و دوستاش خرج می کنه و با اینکه با خانواده ش ارتباط نداریم اما می دونیم برای اونا پول می فرسته با اینکه وضعشون خیلیییی از ما بهتره. در واقع پدر ما الان یه قرون هم نداره و اگه هم داشته باشه یک دهم اون یه قرون رو هم خرج ما نمی کنه.

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

به نظر میاد من موقعیت خوبی داشته باشم با وجود دانشجو بودن تو یه جای خوب مرتبط با رشته م کار می کنم اما در واقع خیلی از هم سن و سالای خودم عقبم. حتی یه گوشی ندارم و گوشی های دست چندم افراد فامیل که داغونه می رسه به من. خیلی وقته نتونستم مانتوی بیرون بگیرم فقط می تونم ظاهرم رو برای کار و دانشگاه حفظ کنم. معمولا دخترای فامیلمون لباسای استفاده شده شون رو می دن به من.
با این وجود خیلی وقت ها دلم می خواد ازدواج کنم و خب معمولا دخترا وقتی می خوان ازدواج کنن خواسته شون اینه که حق اشتغال داشته باشن اما من دوست دارم از خواستگارم بخوام اجازه بده من کار نکنم و اون خرجم رو بده تا من بتونم یه کم آرامش داشته باشم چیزایی که دلم می خواد داشته باشم و دنبال فعالیتها و تفریحهایی که دوست دارم برم. من الان به خاطر شرایط کاریم حتی وقت ندارم باشگاه برم. واقعا این حس نیاز یا شاید بشه گفت عقده رو دارم که یکی خرجم کنه! حتی وقتی سرکار نبودم هم پول تو جیبی و خرجی ای از پدرم نداشتم و همیشه تو مضیقه بودم و منتظر یه شرایطی بودم که بشه دستم تو جیب خودم باشه و به آرزوهام برسم اما هنوز که پیش نیومده. فقط یه مدت کوتاهی یه دوست پسرم بهم پول می داد که باز اونم بیشترش رو تو خونه خرج می کردم واسه خودم خرده ریزهای ضروری و لوازم آرایش و اینا می تونستم بگیرم.
فکر نکنید حالا خیلی خواستگار دارم و فکرم مشغول این قضیه س! نه اتفاقا هیچ خبری هم نیست و فقط هم تا حالا یه خواستگار داشتم. اتفاقا اون حرفش این بود که اوایل ازدواج باید یه جای پایین شهر زندگی کنیم و دوتایی کار کنیم تا زندگی بچرخه و ... اون خواستگاری به دلایل دیگه ای به نتیجه نرسید اما این ترس همیشه تو ذهن من بوده که احتمالا بعد ازدواج هم مجبورم مثل تراکتور کار کنم و هیچ وقت پول کافی نداشته باشم و همیشه حسرت بکشم و ....
حالا به نظر شما این فکر من خیلی احمقانه و رویاییه که بخوام بعد ازدواج کارم رو بذارم کنار؟ و اگه خواستگار داشته باشم درسته اینو مطرح کنم یا نه؟ چون الان اکثر زوجای جوون هر دو کار می کنن تا خرجشون دربیاد. اصلا درسته همچین فکری رو با خواستگار مطرح کنم یا نه؟ طرف بدش میاد می گرخه و فکر می کنه احمق و تن پرورم؟
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز