2777
2789
عنوان

همیشه خودمو فدای بقیه کردم😔

149 بازدید | 7 پست

تمام عمرم دویدم و تلاش کردم خانواده ام را راضی کنم و خوشحالیشونو ببینم. همیشه خودم توی اولویت اخر زندگیم بودم. چه قبل ازدواج چه بعد از اون. قبل از ازدواج که شاغل بودم همه حقوقم صرف نیازها و مشکلات خانواده میشد. بعد از ازدواج هم هر پولی به هر  شکلی به دستم اومد برای اونها هزینه کردم.اگر که هزار بار هم برگردم دوباره همه اونکارها و فداکاریها را می کنم چون خدا شاهده هیچ وقت انتظار و توقع جبران نداشته و ندارم. هر چه کردم دلی بوده و بی چشمداشت. اما...

الان که سنی ازم گذشته احساس قربانی شدن دارم و احساس تحقیر و دلشکستگی. حس می کنم هیچ وقت دیده نشدم.. هیچ کس فکر نکرد منم خسته میشم منم ناراحت میشم منم می برم. همیشه سنگ زیرین آسیاب بودم. همه مشکلاتشونو پیش من میارن و همیشه خدا ازم انتظار کمک و درک و همراهی دارند اما هییچ کس متوجه نیست که من دیگه داغون شدم تحمل اینهمه فشار روحی روانی و مالی رو ندارم. هیچ کس به من حق نمیده همه عادت کردن فقط از من خدمات بگیرن و در نهایت بدترین و بی رحمانه ترین حرفها و بی احترامیها را نصیبم کنند و بعد با یه ببخشید من حالم خوب نبود توقع بخشش دارند چون همیشه من بخشیدم همیشه این من بودم که درک کردم همیشه گفتم اون کوچکتره الان شرایط سختی داره اشکالی نداره همیشه چشم پوشی کردم و دردمو توی دلم پنهان کردم به این امید که وقتی از این روزهای سخت بیرون اومدن حداقل قدردان باشند ولی می دونید چی دیدم در عوض توهین و فحش و بی احترامی😔

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ولی من نمی تونم سنگدل باشم نمی تونم تنهاشون بزارم نمی تونم بی خیالشون بشم چون واقعا نیاز دارند و کسی را غیر از من ندارند. اما دلم شکسته و دوست دارم از اینهمه بی مهری بمیرم😔

چرا عزیزم چه بی احترامی کردند؟ از متن و نظرتون مشخص هست که شخص با شخصیت و محترمی هستید تو اون تاپیک ...

ممنونم عزیزم لطف دارید. راستش آنقدر دلم شکسته که حتی توان برگشت به عقب و یادآوری آنچه بر من گذشته را هم ندارم. خسته ام از همه چیز و همه کس و البته باید اعتراف بکنم هیچ کس را به اندازه خودم مقصر نمیدانم. من زیاده روی کردم بیش از حد خواهر و دختر خوب و مهربان و همراه بودم نه تنها خودم که حتی همسر و فرزندم را هم قربانی کردم.هر چه به سر من آمد به خواست خودم بود و هیج کسی مقصر نیست😔 من در حق خواهر و برادرانم مادری کردم به اعتراف خودشان.ولی می دونید اونیکه براش از جونمم گذشتم لقمه از دهنم گرفتم گذاشتم دهانش اونیکه پول کلاس کنکورشو دادم پول کتابهای تست و انواع کلاسهاشو دادم اونیکه خودم کفشم پاره بود پام یخ می زد ولی برای اون کفش خریدم اونیکه وقتی باردار بودم با ریسک بارداری پرخطر سوار مترو میشدم و می رفتم دکتر ولی به شوهرم به دروغ می گفتم آژانس گرفتم تا پولشو پس انداز کنم بدم به ایشون تا بتونه کتاب بخره و کلاس بره و دکتر متخصص بشه بعد از اسنکه به هر چی می خواست رسید آخرش بهم چی گفت؟؟ در جواب یه گله گزاری ساده من که راستی فلانی چرا بهت زنگ زدم جواب ندادی؟ گفت تو کی هستی که به خودت دیدی به من زنگ بزنی تو به من زنگ بزنی نه تنها من جواب نمیدم بلکه بهت فحش میدم😭😭😭 تو برای من چی کار کردی که توقع داری تلفت را جواب بدم هااان؟؟ نه یه کار کوچولو تو توی زندگیم برای من کردی بگو... اونم جلوی شوهرش همه اینها رو بهم گفت😭😭😭😭 الان تقریبا یک سال از اون روز گذشته خییلی پشیمونه خییلی ها واسطه شدن ببخشمش. نه می خواهم و نه می توانم ببخشمش و حتی قادر نیستم اسمشو به زبون بیارم و بدتر از اون بلایی که به سرم اورده اینه که به هرکسی خوبی و محبت می کنم منتظرم تا بهم حمله کنه و آسیب بزنه خلاصه که حالم خییلی بده و این فقط یه گوشه ای از دردیه که روی قلبمه😔😔😔 بقیه شونم لنگه همینن حتی پدر و مادرم😭😭 خییلی حس بدی دارم حس اینکه تمام عمرم مورد سواستفاده بودم و منم عاشقانه این کارو انجام دادم😔😔

ممنونم عزیزم لطف دارید. راستش آنقدر دلم شکسته که حتی توان برگشت به عقب و یادآوری آنچه بر من گذشته را ...

بله دردناکه امیدوارم خدا به دلت آرامش بده❤

همیشه آدم از نزدیکانش چنین ضربه هایی میخوره من هم چنین غم هایی رو دلمه اما نمیتونم به هیچکی بگم چون تف سر بالاست

 بقول صادق هدایت:

در زندگي زخمهايي هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته مي خورد و مي تراشد. 

اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد چون عموما عادت دارند كه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيش امدهاي نادر و عجيب بشمارند

بله دردناکه امیدوارم خدا به دلت آرامش بده❤ همیشه آدم از نزدیکانش چنین ضربه هایی میخوره من هم چنین غ ...

ممنونم عزیزم.بله همین طوره که شما می فرمائید. این دردها از جنسی هستند که حتی نمیشه راجع بهشون حرف زد منم اینجا تنها جاییه که از غمم گفتم  چون هم دیگر را نمی شناسیم و هیچ کس بجز خانواده ام از چیزی خبر ندارند حتی شوهرم.امیدوارم شما هم رها بشید از رنجهایی که حتی در موردش حرف هم نمی زنید❤❤ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز