بچه ها من عمدی این کارو نکردم ک
دوستم پول میخاست براش ی مشکلی پیش اومده بود، سریع باید براش واریز میکردم
لباسم تو خونه ی شلوار اسلش بود با تاپی ک یقش بازه.. منم ی مانتو ساده پوشیدم. چون خودپردازم دم خونه بود شالم برنداشتم
بخدا انقدری عجله داشتم اصلا حواسم نبود خط سینم معلومه.. افتضاحم معلوم بود.. منم بدو بدو رفتم پایین
حالا شوهرمم خونه نبود ولی دم اومدنش بود
خودپردازم دو س نفر جلوم بودن
نفر آخرم ی پسر جوون بود
من ک نفهمیدم زل زده بهم.. بعد چند دقه ک تو صف بودیم متوجه شدم شوهرم اومد
وای بخدا آبروم رفت. سر پسره داد میزد مرتیکه هیز مگه خودت ناموس نداریو فلان
بعدم دست منو کشید همینجوری کشون کشون تا رسیدیم تو حیاط خونه. انقدر سر من داد زد
نمیدونم گ.. خوردی اصن از خونه پاتو گذاشتی بیرون
این چ وضعه بیرون اومدنه. میدونم باهات چکار کنمو ..
از ظهر تا حالا باهام قهره|: نگاهمم نمیکنه
چ غلطی کنم
خودمم خیلی ناراحتم هرچی میرم سمتش پسم میزنه
چی بهش بگم آروم شه ؟؟؟