منو خواهرم ک ۱۳ سال ازم بزرگه و مجردم هس
از وقتی من ب سن بلوغ رسیدمو لباسامون تن هم میشد ب وسایل هم دست زدیم اون لباس منو پوشید من ماله اونو و ....
الانم من بخاطر کنکورم گوشی نخریدم و با ماله مامانم میام سایت گوشی خواهرمم بخاطر اینستاش دست میگرفتم ک الانم یه گوشی جدید گرفته اونو برداشتم برم اینستااخبار کنکور چک کنم گف خوبه گوشی دوتا شد دیگه نمیگی بده منم نگا کنم من میترسم فردا شوهر کنم تو شوهرمم باهام شریک بشی 😑
البته این حرفو از همون سن بلوغ ک میگم اشتراکات ما شرو شد لباس همو تن کردن شرو شده
اون ک میرف سر کار حقوق داشت لباس میخرید منم یکی دوبار میپوشیدم مامانمم میگف من میترسم فردا این شوهرتم صاحاب شه! اونم ماله منو گاهی میپوشید! ولی من بیشتر
بماند اون موق بچه بودم حالیم نبود معنی این حرف
ولی امروز خیلی حالم بد شد ! چی فک کردن راجب من!!!
بنظرتون این دفعه همچین حرفی زدن محکم جوابشونو بدم ؟؟؟خیلی تلخ زبون شده تازگیا
منم توبه به درک چیکار دارم دس بزنم دیگه حالا خوبه بلد نیس با جدیده کاره کنه من همه چیشو راه انداختم گوشی جدیدو ازمم انتظار داره من کاراشو انجام بدم بعد بهش یاد بدم زحمت نده به خودش