2777
2789
عنوان

دلم پر از غصه اس

81 بازدید | 6 پست

من فامیل شلوغی دارم از هردو طرف مادری و پدری

قدیما که خیلی خیلی رفت و آمد داشتیم حالا به هرحال کمتر شده 

ولی از بچه که بودم همیشه اطرافم یکی مریض بوده بیماری خاص....جوون از دست دادیم از هردو طرف

بزرگتر که شدم همیشه میدیدم همه اطرافم یه غصه بزرگ دارن اصلا آدم بدون مشکل اطرافم ندیدم مشکل هایی که همش به نظر من که از دور میدیدم سخت بودن

داریم عزیزانی که مشکل مالی ندارن وضعیت مالی عالی اما غصه های زیادی دارن

از اون طرف هم فامیلهای که همیشه مشکل مالی داشتن

مرگ طبیعی اطرافم کم دیدم کلی عزیز از دست دادم که اکثرشون بر اثر بیماری و بعد کلی زجر فوت شدن

اونقدر که وقتی بر اثر کهولت سن کسی فوت میکنه ناراحت شدن رو درک نمیکنم!!!!

از اون طرف فامیل شوهرم رو میبینم 

سالهاست ازدواج کردم

در این سال‌ها نه کسی مشکل بیماری داشته نه مشکل حاد

اونقدر غصه نمیدونن چیه که به خاطر مسائل خیلی پیش پا افتاده غصه میخورن!


فامیل همسرم رو دوست دارم من کلا آدم عاطفی هستم


ولی حسرت میخورم اینقدر همه بی غصه ان.

باورتون میشه حتی در برابر مادرشوهرم من غصه بیشتری رو تجربه کردم حتی گاهی فکر میکنم سنم بیشتره!


چرا اینطوریه

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

سلام عزیزم

منم این موضوعات را تجربه کردم

تازه ازدواج کرده بودم ..  همش فامیلای خودم زنگ میزدن  بیا مراسم ختم فلانی تا این تموم میشد می خواستم لباس مشکی در بیارم یکی دیگه مریض بود باید میرفتم بیمارستان
در صورتی که خانواده همسرم جشن تولد 90 سالگی برای پدر بزرگشون و بقیه فامیل می گرفتن

سلام عزیزم منم این موضوعات را تجربه کردم تازه ازدواج کرده بودم ..  همش فامیلای خودم زنگ میز ...



نه این که ناراحت بشمااا ... ولی همش تو ذهنم این بود چرا اونا انقدر بی غم هستن و من اینهمه مشکل دارم
بحث مالی که به کنار

مثلا یه زمین از پدر بزرگشون بهشون میرسید اولش انقدر بی ارزش بود بعدش ارزشمند میشد
ما برعکس داداشم معامله می کرد ... شریکش مالش را می خورد و کلا با خاک یکسان می شد

همیشه به این فکر می کنم خدایا مگر من چقدر تحمل دارم

نه این که ناراحت بشمااا ... ولی همش تو ذهنم این بود چرا اونا انقدر بی غم هستن و من اینهمه مشکل دارم ...


با این حال که سنم زیاد نیست ولی احساس یه آدم 70 ساله را دارم که همش درگیر موضوع جدیدیه


الان یک سالیه وضعیت بهتر شده بود که باز پریشب ضد حال جدید شروع شد   


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز