اقا این رفیقم سما(اسم الکی شما قضیه رو متوجه شین)با رفیق صمیمیش ساناز قراره فردا بیرون برن ب منم گفتن قبول نکردم بهونه اوردم حالا چرا بیایین بگم
این ساناز قبلا ب سما ظلم کرده بود حسابش نمیکرد تا میتونس بهش می.ر.ی.د حتی بخاطر دوستاش باهاش کات کرد و تازگیا اشتی کردن😐برای بار چندم رفتن بیرون ب من نمیگف بیا بریم بگردیم فقط ب اون چسبیده منم ک عاشق بیرونو گردش چن بار ب خودش گفتم بریم بهونه میکرد
نمونش این ساناز رفته بود با کراش سما رل زده اومده بهش میگه سرکارش گذاشته بودم درحالی ک شماره واتساپو دادن رل زده بودن!! همه جا خرابش میکردش
و کلی چیزای دیگه تک تک رفتارشو بگم حوصلتون سر میره خلاصش گفتم
حالا این سما خانوم فردا میرن بیرون انگار ن انگار همونی بود بهش بدی کرده بودا😐
بهش گفتم تا کی میخای خودتتو حقیر کنی از چش بندازی من با کسی ک گرگ تو لباس گوسفنده بیرون نمیام حالا میخایین برین
این سما هیچی نگف اقا بخدا حسادت نمیکنم ولی واقعا من کینه ایم ن اونقدر یعنی انقدر ب این بدی کرده من بجاش کینه ب دل گرفتم
این سانازم دوست منه صمیمی نیستیم قبلا خیلی خوشمون میومد از همدیگه الان نه
سما دوسال ازم بزرگه و سانازم یک سال
واقعا من ب این هرخوبی کردم ب چشاش نیومد پشت کنکور موند قبول نشد من با هزارتا خواهش و دعوا گفتم تنبلی نکن امسالو برو دانشگاه اونقدری ک ننش ب فکرش نیس من ب فکرشم هرجا پشتشو گرفتم از گل نازکتر بهش چیزی نمیگفتم واقعا همه میگفتن وای چه رفیق خوبی
تو این زمونه ب هرکی خوبی کنی واست م.ی.ر.ی.نن
ب هرکی بدی کنی واست میمیرن🥲🙂
انگار بد بودن خوبه شانس بیشتری دارن ادم!!!