2777
2789
عنوان

دلم گرفته

80 بازدید | 9 پست

شوهرم فرزند اخره پنج تا پسر و سه خواهر هستند ب سوهرم خونه جدا ندادند گفتند فرزند اخره باید بمونه خونه پیش پدرمادرم البته اینو بعد از ازدواجمون گفتند قراربود قبل ازدواج ی سوییت جمعو جور بندازن درحیاط ک اینکارو نکردند دوسال زحمتشونو کشیدم کلفتی کردم مادرشوهرم بیماری وسواس و اعصاب و روان داره اینقدر اذیتم کردو حرف بهم زد   روز سوم ماه رمضون امسال ی شبه پدرشوهرم الزایمرگرفت و حالش بدشد دیگه اختیار هیچیشو نداشت مادرشوهرم دیگه بدترشد خیلی اذیت میکرد برای نجس و طاهری سه ماه تو دست این مادرشوهرم جنگیدیم باشوهرمو پدرشو نگه داشتیم  لقمه لقمه غذا میدادم و لباس عوض میکردم وقتی دختراو پسرامیومدن ازبس بامادرشون دعوا و حرفای بد بهم میزدن سر باباشون  چقدر باعروسا و دخترا سر قالی شستن و خیلی چیزای دیگه مادرشوهرم درگیرمیشد ی روز ی زیرانداز خیلی زبر انداخته بود زیر پای پدرشوهرم  اونم گریه میکرد پیرمرد من اومدم تشکای نرمو اوردم انداختم زیرپاش مادرشوهرم باهام درگیرشد منم رفتم تو اتاقمون فقط گریه میکردمو داد میزدم حمله عصبی بهم دست داد یکی از خواهر شوهرام اومد گفت وای صدا نده بابام بفهمه صدانده گفتم براش ک اینجور شده اوناهم خودشون دعوا و بحثشون شد تابعد سه ماه مادرشوهرم پدرشوهرمو انداخت بیرون رفت خونه پسربزرگش دیگه همه طرد مادرشوهرم کردن جاریمم از اینبر فقط زوزش ب من میرسید و هی غرغر صبح زود افتاب نزده همه کارای مادرشوهرمو میکردم تاقبل بیدارشدن پدرشوهرم میرفتم ک کمک کنم تا ظهر ک میومدم یعد از ناهار بعضی از روزا ک غرمیزدن شب نزاشته بخابیم میرفتم مینشستم تا اونا تاعصر بخابند تاشبم شام میدادمو میومدم خیلی دلم برا پدرشوهرم میسوخت بدی ازش ندیده بودم ادم مطلومی بود دلم نمیخاست بهش غربزنند اونم ک نمیفهمه تااینکه پدرشوهرم فوت کرد ب مادرشوه نگاه نمیکردن حتی حاظر نشدن مراسم بزارند خونه خودمون گفتن مادرمون چندشمون میشه مادرشوهرمو باید هروز میبردم میوردم دارو بده غذا بده دیگه مادرشوهرم یهو خونمون براش شده بود انگار ی جوری میخاست فرار کنه فقط ازخونه خیلی اون شبا دلم براش سوخت ک اینجوری نصف شباهم میخاداز خونه بره بیرون رفتم ب خواهرشوهرام گفتم خیلی گناه داره کاش تاچندوقت ک داغش سردمیشد میرفت خونه یکی تاصب خیلی سختش میشه اونجا بهم گفتند ما کاری نداریم و گفتند باید خار بشه بعد از پانزده روز اومدیم خونمون یهو خواهرشوهرم اومد گفت پاشو برو ی خونه دیع ما باید کسی پیش مادرم بشه بقیه برادرام حاظرند بیان تو نمیخای نخا ما مادرمون خط قرمزمونه مادرمون تاج سرمونه بقیه عروسا میان اینجا زندگی میکنند نمیخادمامانم ماهی بیاد خونه کسی و کلی حرف خیلی دلم شکست بهسون گفتم من مواظبش کردمو هستم منظورمم تا چهلم بود ک داغش سرد بشه بعد من زنگ زدم بهمون جاریم ک پیرمرد خونشون بود گفتم منظورمو بد فهمیدن خیلی دلمو شکوندن یهویی اومدن حمله کردن انگار اینجور حرفا میزنند بعد مامانم روز بعد زنگ زد ک همه جا پر کرده یکی از جاریات ک بهمون گفته ببرین مواظبش باشین گفتم مامان من تاچهلم گفتمشون اینم بخاطر خود مادرشون بعد شوهرم گفت زنگ زدم خواهرم گلایه کردم ک چرااینجوری شده بعد خواهرشوهرم زنگ زد طرفدار اون جاریم کردن ک اون دکتره خیلی زحمت میکشه ما جبران زحمتایی ک برا پدرم کشید نیسیم ب جون مامانم اینقدر شوهرم التماس میکرد خونشونم بغل ماست ک بیاد مثلا چندروزی ی بار باباشو ببینه یا بچهاشو بیاره چون پیرمرد بچهاشو خیلی دوست داشت ب خواهرشوهرم گفتم من اصلا حرف ببر حرف بیارنیستم اینم نمیخاستم بگم شوهرم گفته اونم دیده دل من شکسته حتمن ناراحت شده بعد صبح ک پاشدم دیدم همون جاریم طلبکار ک تو این حرفو زدی منم گفتم بهمه همه هم میدونن تواین حرفو زدی کلی حرفای بد اینقدر دلم شکست 

بعد زنگ زدم خواهرشوهرم ک نباید میگفتی من بهت گفتم گفت ن تورفتی پشت من برا جاریت ک مواظب بابام شد دوماه حرف زدی گفتم من نگفتم بعد یهو اومد خونه گفت ی روز اینجا یادمه بابام خابیده بود تو چقدر دادمیزدی و گریه من دیشب یادم اومده دلم شکسته همه این خاطراتت جلو روم بوده از اونروز دلم خیلی شکسته ک من اینهمه باباشونو حموم بردم لباساشو عوض کردم بعد همون یک بار اینم هروز خودتون بابقیه سروصدا دعوا فحش من هیچی نمیگفتم همون ی بار اونم بخاطر پدرتون بود همه خوبیام رفت همون روز ک اینقدر تو ماه رمضون روزه بودم روزی دوساعت میومدین حتی ن سحری میخوردیم باشوهرم ن افطار ی بار درست نکردن برامون بیارن ک وقت نداشتیم شبا تاثبح پدرشوهرم میگشت توخونه شوهرم پا ب پاش 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز