من خودم یه زمانی مث تو بودم فک میکردم اگه همه چی تموم بشه میمیرم ودیووونه میشم ودیگه به غیر از اون ادم هیچ کس نیست که بتونم باهاش باشم
ولی نشستم سبک سنگین کردم دیدم خانوادم راست میگن
نمیگم سخت نبود چرا سخت بود اما نه مردم نه دیوونه شدم
الانم خداروشکر میکنم
اینم بهت گفتم چون شک کردن و کنترل کردن اصلا چیز خوبی نیست تینکه عصبی هست و داعم دعوایی هست چیز خوبی نیست برای اینکه بخوای چیری بهش بگی همش استرس داری که نکنه دعوا درست کنه این ادم نمیتونه ادم امنی برات باشه عزیزم
امیدوارم از دستم دلخور نشی اما من سعی کردم منطقی بهت بگم