میخواستم برم پل عابر پیاده دیدم دم پله که خانوم که ظاهرش معلوم بود از خودم سنش کمتره دو دستش پر خرید بود به مت گفت کمکم میکنی بارمو ببرم اول تعجب کردم چون خیلی جوون بود ولی بعد گفتم باشه یهو دو تا کیسه دستشو داد دوتا دستم بعد کیفشم انداخت رو دوشم یعنی دست خودش خالی بود .منم اول قشنگ هنگ کردم چند تا پله رفتم بالا اونم کنارم میومد بعد از هنگی در اومدم کیفشو بهش دادم یه کیسه هم دادم بهش یه کیسه رو خودم براش آوردم اونم انگار بهش برخورد قیافه گرفت بعد رسیدیم اونور پل دیدم شوهر گردن کلفتش اومد جلو کیسه ها رو گرفت خوب از اول نیومد اینور پل کمکش میکرد
انقد پرویی ندیده بودم . انتظار داشت دو تا کیسه رو حتی کیفش من ببرم خودش دست خالی باشه
شما بودین چیکار میکردین ؟