واى دارم ميتركم فقط دارم اشك ميريزم
سه ساله باهميم
يك سال هم هست كه به خانواده هامون گفتيم بعد مادرش گفت چندماه ديگه ميايم خواستگارى الان يك سال شد ولى خبرى نيست ! چندبار هم چهارتايي باهم رفتيم رستوران بدون پدرامون
مامانش ماهى يبار اينا بهم زنگ ميزنه و حالمو ميپرسه
خودمون هم دوتايي شايد هر ده روز يبار بريم رستوران يا دور بزنيم
البته تو اين يه سال كه خانواده هامون در جريانن همو ميبينيم اون دو سال اصلا فقط چت ميكرديم و مجازى بود
چند روزه حس ميكنم ديرتر جواب ميده
كمتر حرف ميزنه باهام
امروز گفتم كه يه مدلى شدم حس ميكنم دور شديم از هم
گفت اره منم همين فكرو دارم
گفت تو تو اين سه سال براى بهتر شدن رابطمون چيكار كردي ،كاملا اصلا همو نميشناسيم و صدتا چيز ديگه
تا حالا هم رابطه ج ن س ى نداشتيم مطمنم اونم نميخواد
فقط ميگه چرا نمياى بريم باغ باهم مثل راحت بشينم و حرف بزنيم .
بهم بگين چيكار كنم بخدا حالم بده ذهنم داغون
اصلا نميدونم بايد چيكار كنم باهاش كجا ها برم
كه رابطمون خوب باشه
بعد به خودم ميگم شايد الكى داره اعتماد به نفستو پايين مياره حس ناكافي بودن ميده
سن جفتمون هم ٢٣هست