اولیش رو خودم میگم
تو شهر ما یه خانم بود که خیلی مذهبی و باایمان بود و 7 تا دختر داشت و بچه هشتمش رو حامله بود (تو فرهنگ شهر ما تا زمانی که فرد پسر دار بشه بچه بدنیا میاره)
خب خلاصه این خانم میره سونوگرافی بهش میگن بچه ات دو تا دست نداره و باید سقطش کنی ولی چون خانمه خیلی خیلی مذهبی بوده مخالفت کرده با سقط و کلا از خونه رفته بود بیرون و به یه زیارتگاه معروف رفته بود و ۹ ماهش رو اونجا زندگی کرده بوده
خلاصه روز زایمان رسیده بود و دکترا همه از دیدن صحنه شاخ درآورده بودن
یه دوقلو دختر و پسر بدنیا آورده بود که پشت بهم قرار گرفتن و دستهای همو گرفتن.
این خانم الان 8 تا دختر و 1 پسر داره