منم مثل تو ام
مادرم خیلی در حقم از بچگی بدی کرد و ازارم داد تا الان که ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگیم
از بچگی خیلی کتکم میزد و اذیتم میکرد
حتی الان که بزرگ شدم همش پشت سر من و شوهرم حرف میزنم ازش دل کندم ولش کردم به حال خودش ماهی یبار به زور میرم خونش چون طاقت دروغا و تهمتا و حرفای بدش رو ندارم همیشه اتیش بیار معرکه بود و هست
خاله هام داییام مادربزرگمم ولش کردن با همه قطع رابطه کرده