قبلا هر ایشون تهران بود ما تبریز هر موقع میومد (سالی دوبار )در حد دو روز مهمون دعوت میکردم و پذیرایی مفصل میکردم کل دو روزو مثلا چن سال همیشه همین بودم بعد چن سال وقت دکتر داشتیم تهران خواستیم بریم اونجا چون بچم کوچیک بود وسایلم زیاد بود چمدون بستم تا از در رفتیم تو با حالت جدی و اخم کرده بجای جواب سلام گفت مکه چن روز میتونین که چمدون بستین ؟؟؟ منم گفتم بخاطر بچه وسایلم زیاده وگرنه یکی دو روز بیشتر نیستیم( برادرشوهر مجرده ولی چون خیلی وقته مجرده خونه زندگیش و فاز زندگیش حتی وسایل و...مثل زندگی متاهلی هس و از طرفی از اون مرداس که یه پا برا خودشون خانومن) ما یکی دو روز تو کل سالهایی که عروسیشون شدم برا دکتر موندیم و برگشتیم
بعد اونم ایشون باز اومد و من مث همیشه دعوت کردم و چون برامون عزیزه تشریفات میکنم براش... تا اینکه ما امسال تصمیم گرفتیم تهران اسباب کشی کنیم...