سلام من تو یه نونوایی دارم کار میکنم البته کارشناسی مدیریت بازرگانی دارم خیر سرم صابکارم از اول خیلیییی ادم خوبی بود و خیلی هم با من خوب بود و برام احترام زیادی قائل بود یا کلا همیشه میگه این ینی من دختر منه مثل دخترم میمونه
بعد از اول قرارمون پارا وقت بود و من فقط بعدازظهر باید برم سر کار ..بعد تازگی بقیه کارگرا میخوان برن مرخصی مثلا ۱۰ روز میرن یا یه هفته میرن ما رو مجبور میکنه صبح و بعدازظهر بریم سرکار بدون هیچ حقوق اضافه ..بعد من اصلا حقوقشو نمیخوام واقعا خسته میشم ۵ صبح برم نونوایی تا ظهر بعد دوباره عصر س ۴ برم تا ۱۰ شب وااااقعا خسته کنندست .. بعد به صاحب کارم مستقیم گفتم نمیتونم بیام فقط گفتم در توانم نیست م صبح بیام هم بعدازظهر گفتم توانشو ندارم خسته میشم و حالم بد میشه سر همین حرفم الان خیلییی جدی تر با من رفتار میکنه همش میگه چرا میزو تمیز نکردی چرا اون میزو پاک نکردی .. به نظرتون حرف بدی زدم ؟؟خب گفتم در توانم نیست دیگه خب واقعا هم نیست