دو سه ماه دیگه قراره ازدواج کنم
و خیلی چیزی از زندگی و خونه داری و اشپزی نمیدونم😭😭
نه اینکه هیچی هیچی بلد نباشم در حد مبتدی هستم
والان یه جوری استرس گرفتم و حالم بده
که انگار تازه فهمیدم چه مسئولیتی رو قبول کردم😔
انگار تاحالا تو حالت فانتزی نامزدی و این رفت وامدا بودم انگاری که اصلا تو ذهنم نبوده که یه زندگی هست یه مسئولیتایی هم هست و هرچه بیشتر بش نزدیک میشم حالم دگرگون تر میشه
نه اینکه اصلا به اینا فک نکرده باشم نه
خب میدونستم منظورم اینه که وقتی نزدیک تر میشم حس میکنم سخت تر هستن این مسئولیت ها از چیزی که تصور میکردم
و چیزی که این استرس رو برام بیشتر میکنه اینه که خانواده همسرم همشهری نیستن و قراره برم شهر غریب و پیش خانواده همسرم😭
اونایی که ازدواج کردن تازگیا؟یعنی همتون واقعا از اول همه چی بلد بودین؟واکنش بقیه یا همسرتون به نا بلد بودن چی بوده
چیکااار کتم😭😭